با بیش از 90 تبلیغ کننده اصلی و تعداد شماری از برنامه های اعلام شده قصد دارند فیس بوک را رها کنند ، یک سوال مهم باقی می ماند: مارک ها برای نیازهای بازاریابی دیجیتال خود به کجا خواهند رفت؟

مورد این تجزیه و تحلیل واضح است: برندها می خواهند خود را از شیوه های تجارت شخص ثالث که با ارزش های آنها همسو نیست ، فاصله بگیرند. به طور خاص ، آنها از آنچه حتی برخی از اعضای کنگره از رویکرد “فاقد شخصیت” فیس بوک برای اجرای استانداردهای جامعه می نامند ، ناراضی هستند و اجازه می دهند اپیدمی اطلاعات نادرست سیاسی و گفتار نفرت بر روی بستر کاربر محور ادامه یابد.

با این حال ، با Google ، فیس بوک و آمازون که تقریباً 70 درصد از درآمد تبلیغاتی دیجیتال جهانی را دارند ، پاک تر از غول های فناوری ساده تر از آن است که گفته شود. تبلیغ کنندگان ، مانند هر کس که با یک شکست روبرو است ، باید به درون خود نگاه کنند. از این گذشته ، آنها نمی خواهند همان اشتباهات را انجام دهند و آنها فقط نمی توانند دلارهای تبلیغاتی تازه آزاد شده را در یک بستر تبلیغاتی جدید شبکه اجتماعی ، جایی که درگیریهای مشابه به راحتی دنبال می شوند ، پرتاب کنند.

با درون نگری ، تبلیغ کنندگان می بینند که این چیزی بیش از جنگ علیه ناسازگاری و گفتار نفرت است. جنگ داده ای در حال تولید است و مشاغل را برای متنوع سازی منابع داده تحت فشار قرار می دهد. از آنجا که مارک ها برای درک نیازها و ترجیحات مصرف کنندگان امروزی رقابت می کنند ، مصرف کنندگان همزمان با محافظت بیشتر از داده های آنلاین خود پاسخ می دهند.

برای پیروزی در این جنگ ، مارک ها باید استقلال داده ها را پس بگیرند و استراتژی رسانه دیجیتال خود را با داده های متنوع تر تزریق کنند. اما آنها به تنهایی نمی توانند این کار را انجام دهند و در سیستم فعلی نمی توانند آن را انجام دهند.

زمان برندسازی داده های جامع

هنوز مشخص نشده است که آیا فیس بوک استانداردهای جامعه خود را برای تبلیغ تبلیغ کنندگان ناخوشایند تنظیم می کند. اما در ضمن ، چون تبلیغ کنندگان از در بیرون می روند ، شایان ذکر است که اعتماد Facebook به داده های آنلاین ممکن است به زودی به هر حال منسوخ شود.

یكی از مهمترین تفاوتهای موجود در بستر تبلیغاتی فیس بوک ، توانایی آن در کمک به تراز وسایل بازی برای مارک های کوچکتر با جذب مخاطبان مناسب است. اما این پلتفرم در درجه اول بینشهای رفتاری مخاطبان را بصورت آنلاین جلب می کند. موج بعدی بازاریابی مبتنی بر داده ها باید از ابزاری استفاده کند که داده های شخص ثالث و داده های شخص ثالث واجد شرایط را در اختیار شما قرار می دهد تا یک دیدگاه جامع از رفتارهای مشتری ، بصورت آنلاین و آفلاین ارائه دهد.

مجموعه داده های آفلاین ، که شامل اطلاعات موقعیت مکانی ، تعامل ، سابقه خرید ، اطلاعات تماس و جمعیتی است ، در موج رسانه های دیجیتال بعدی لینچپین می شوند زیرا به برندها این امکان را می دهد تا دیدگاه انسانی تری نسبت به داده های مصرف کننده ایجاد کنند و لحظات بازاریابی معناداری ایجاد کنند. به عنوان مثال ، هوش موقعیت مکانی ، ابزاری بسیار قدرتمند که در حال حاضر به مارک های مهم در هنگام اختلال در COVID-19 کمک می کند و حتی از سلامت عمومی محافظت می کند ، می تواند کمپین های بازاریابی شخصی و جذاب را با فرصت های گسترده ROI هدایت کند.

ارائه دهندگان داده های یکپارچه پیشرو ، مدیریت داده های بسیار غنی را مدیریت می کنند ، که به عنوان ردیابی مداوم ، ارزش روزانه را افزایش می دهند و داده های با کیفیت بیشتری را به دست می آورند. چنین پشته های قدرتمند و غنی شده اطلاعاتی پس از تعامل با هر وسیله ای با هر وسیله ای – بدون نیاز به حدس و گمان برای تیم بازاریابی ، بینش بازدید کنندگان از برندها را بر اساس یک مکان خاص ارائه می دهد. برندها می توانند دقیقاً مشخص کنند که کدام پیام ها با کدام بخش از مخاطبان خود در کدام زمان طنین انداز است. این دقت در نهایت به آنها کمک می کند تا پیام درست را برای مصرف کننده هدف ترسیم کنند – و آن را در لحظه مناسب تحویل دهند.

دستورات راهپیمایی برای جنگ

برندها می خواهند فیس بوک را گم کنند اما بعد به کجا می روند؟ چگونه آنها می توانند به استقلال داده ها دست یابند و امنیکانل را در بازاریابی دیجیتال گام بر می دارند؟ در صورت موفقیت جنبش تحریم ، تغییرات انقلابی در بازار دیجیتال مورد نیاز است.

یک سیستم تازه تصور شده باید خارج از درک اختصاصی هر یک از کنگلومرای تکنسین های واحد و فنی سازماندهی شود. در غیر این صورت ، تبلیغ کنندگان از داده های لازم برای رسیدن به مخاطبان جدید فاقد مالکیت خواهند بود. یا آنها بار دیگر با deinformation سیاسی پولی مشابه و گفتار نفرت در سیستم عامل های ایجاد شده توسط کاربر ، مخلوط می شوند و آنها را مستقیماً به آغوش فیس بوک ارسال می کنند.

به جای تکیه بر یک پلت فرم متمرکز رسانه های اجتماعی ، شرکای رسانه ای شفاف و ناشران باید بر روی یک سیستم مشترک مشترک جمع شوند که رویکرد همه کاره ای در ساخت مخاطبان ظاهری (LAL) دارد. A LAL با پیدا کردن کاربرانی که ممکن است با نام تجاری آنها ناآشنا باشد ، تبلیغ کنندگان را در معرض مخاطبان جدید قرار می دهد ، اما بسیار شبیه شخصیتهای خریدار مشتریان فعلی خود هستند. LAL برای هر تبلیغ کننده دائماً مورد آزمایش و پالایش قرار می گیرد تا همگام با سرعت در حال تغییر بازار باشد.

در حال حاضر فیس بوک بر روی یک مدل LAL کار می کند اما تقریباً به طور انحصاری توسط داده های آنلاین کاربران خود ایجاد می شود. مرحله بعدی گسترش در این مدل و تزریق داده های آفلاین و شخص ثالث با داده های شخص اول شرکت ، قرار دادن آنها در مقابل LAL در طیف وسیعی از شرکا و سیستم عامل های رسانه ای است. این امر به ایجاد مخاطبان اصلی تبدیل کمک می کند ، در حالی که دائماً LAL های جدیدی را برای هر مارک در نظر می گیرد.

چنین سیستمی به همکاری نیاز دارد ، و بازیکنان زیادی را در یک شیوه تعاونی عضو می کند. به عنوان مثال ، برای از بین بردن این امر ، مفید خواهد بود اگر حدود 20 مارک بزرگ با تحریم فیس بوک مقداری دلار تبلیغاتی تازه آزاد شده خود را برای ایجاد شبکه تعاونی به اشتراک گذاری داده و ناشر سرمایه گذاری کنند.

پس از تنظیم چارچوب تبلیغ کننده ، شرکت تعاونی باید شرکای رسانه ای مانند وب سایت های خبری ، وبلاگ ها ، برنامه ها ، پادکست ها و رسانه های اجتماعی را شناسایی کند. این تعاونی روابط ناشر مبتنی بر عملکرد را برای هر پخش کننده مذاکره می کند و باعث افزایش مؤثر درآمدزایی محتوای کانال های محتوای ناشران می شود.

ابداع چشم انداز رسانه دیجیتال

این یک حرکت تحول گرا ، گالوانیزه کردن مارک ها با استقلال داده ها و افزایش جذابیت مشتری در کل شبکه از سیستم عامل های رسانه ای – نه تنها یک سکو. داده های شخص اول تبلیغ کننده ، که قبلاً به Facebook داده اند ، برای جدا کردن همپوشانی داده ها در تعاونی ، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. این اساساً پایه و اساس ایجاد مخاطبان اصلی گفتگو را ایجاد می کند و به هر تبلیغ کننده کمک می کند تا LAL های جدید را لمس کند.

تبلیغات برندها با این همکاری می توانند به بینشهای غنی تر و قوی تر از مصرف کنندگان فیس بوک دسترسی پیدا کنند ، و این منجر به بازده بیشتر سرمایه گذاری برای 336 میلیارد دلار هزینه تبلیغات دیجیتال سالانه می شود.

مهمتر از همه ، این امر به ماركس كمك می كند تا در آینده تلاش خود را در زمینه بازاریابی دیجیتالی اثبات كند و به آنها آزادی بیشتری در انتخاب محل تبلیغ دلارهایشان اختصاص دهد.

اینگونه جنگ پیروز می شود.


منبع Tech Crunch